من و عشقم 2

هنوز خانواده هامون نمیدونن ما چقد با هم راحتیم. اصرار دارن صیغه محرمیت بخونیم. ولی محرم بودن به رضای دله که من راضیم و تو هم راضی. مگه نه.

با خواهرت میرم کلاس ایروبیک. برگشتن اومدی دنبالمون. تو چمران موبایلت افتاد زیر صندلیت نزدیکای غروب بود هر چی گشتی نبود.ماشینو نگه داشتی. من کنارت نشسته بودم به خواهرت که پشت بود گفتی زیر صندلی رو چک کنه تا خواهرت میرفت پایین چک کنه تو لپ منو میکشیدی. دوباره خواهرتو به این بهونه میفرستادی زیر صندلیو چک کنه و باز لپمو میکشیدی. منم از خنده داشتم میمردم. بعدا میگفتی میخاستم ببوسمت. به خدا تو روانی هستی. کلی خندیدم. خواهرت پرسید چی شده. گفتم عین پت و مت شدید. دیونه تو عشق خودمی. دوست دارم.

/ 0 نظر / 23 بازدید