خاطره 5: اتفاقی که نباید می افتاد

همیشه همه خاطره ها خوب نیستند.

دیشب بعد از دو هفته با محمد رفتیم بیرون. یعنی من بیرون بودم اونم اومد دنبالم. ولی نزدیکای خونه دادشم ما رو دید. اون لحظه چیزی نگفت. اما وقتی اومد خونه ...

اصلا نخوابیدم. خدایا قربون بزرگیت. خودت کمک کن. هفته بدی داشتم خیلی بد.

/ 0 نظر / 11 بازدید