ازگیل

ی در خت ازگیل بزرگ تو خونه تون بود. ی درخت خیلی بزرگ. وای ازگیلاش معرکه بودند. پارسال همین موقع ها بود ی عالمه واسم چیدی اوردی.تو چمران یادته؟ با هم خوردیم تا دل درد گرفتیم.

الان زنگ زدم بهت که بگم حالم خوب نیست زودتر میرم خونه. دیونه تو دیونه خودمی گفتی زیر ی درخت ازگیل هستی دو تا چیدی ی دونه کپل مثل خودت ی دونه لاغر مثل من. گفتم بخورش میگی نمیخورم میزارم تو جیبم هر وقت همدیگرو دیدیم با هم میخوریم. عاشق این دیونه بازیاتم. مثل خودمی دیونه خودمی دنیامی.نوشتم تا یادم بمونه تو این لحظه چقدر عاشقتم تا هر وقت دعوامون میشه سر چیزای بی ارزش یادمون بیاد چقدر عاشق همیم.

/ 0 نظر / 7 بازدید